این نیز بگذرد ...
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 0:33
بار در سیاهی و ظلمت در زندگی ام دامن گسترانده و هر کورسوی امیدی را به کام خود می کشد. سردرگم و هراسان تر از همیشه به دنبال گریزم. دیگر حتی قلم زدن های بی هدف نیز لطفی ندارد و ثقل بار غم هایم نمی کاهد؛ چراکه نوشته هایم به درنامه ای بدل گشته که کلماتی نومیدانه را به صف کشیده به امید عبور رهگذری تا دمی...
طبیعت زهرآگین (قسمت نخست)
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 0:33
حال عجیبی است . حالتی نه چندان آشنا که رهاورد ترکیب نه چندان همگن غم و شادی است . غم جان فرسای فراق و شوق رهایی از هر آن بندی که نامش مسئولیت بود . هرآنچه بود وصف ناپذیر می نمود.
سیگار ...
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 0:33
کام ها می گرفت و چشم دوخته بود به سوختن و خاکستر شد آن شئ قلمی لابلای انگشتانش، بی اعتنا به رهگذران و طعنه ها از سوزاندن ثانیه های عمرش.سال ها گذشت و او را دیدم. همچنان نگران به سیگاری که در دست داشت و رضایتی که در چهره اش هویدا بود از ندیدن لحظاتی که اگر می دید خودش را می سوخت و خاکستر می کرد ... #...